دیگر تاب نمی آورم! زمان! این زمان لعنتی ٬ خرد می کند تمام رویدادهایم را! خوبی ها بدی ها همه را به گردی بدل می کند یا شاید تکه اشکی چقدر خوش خیالم! وسعت بی نهایت کجا و این دل رمیده ی مدفون کجا!
+
نوشته شده در شنبه 17 شهریور1386ساعت 8:9 توسط ا-تلخ کام
|
تلاش برای رهایی از بندی موحش که تقدیر برایم رقم زده است...