|
کلنجار با این تن لعنتی..
|
باز آ!
بستان آن عاریه به مهر را که وام دارمان کردی!
گمان ساده مبر که پا پس کشیده ایم!
حضور مورب
به تقعری در درون کامیابم کرده است :
راس این کمان به زمین و تیرش به قصد آسمان
آسمانی نه یک رنگ ٬ به هرجا
آسمانی نه برای من ٬ به هرجا
باز آ!
به خود رنج راه مده ،
باز هم قمار خواهم کرد
بی خبر
وام گرانت را به بهای اندیشه ای و دلی گرو خواهم گذاشت!
بازآ!
ره نزدیک کن!